جعفر حميدى

187

تاريخ اورشليم ( بيت المقدس ) ( فارسى )

پيامبر اسلام ( ص ) در اواخر عمر ، سپاهى عظيم به سردارى ، جوانى به نام « اسامة بن زيد بن حارثه » [ 10 ] - كه اين زيد بن حارثه همان فرزندخوانده پيامبر بود - مأمور فتح شام نمود ، اما همزمان با حركت اسامة بن زيد رحلت پيامبر اسلام واقع شد . پس از اين واقعه شوراى سقيفهء بنى ساعده ، با همكارى عمر بن الخطاب و ابو عبيدهء جراح [ 11 ] و نفوذ عايشه ، ابو بكر بن ابى قحافه [ 12 ] را به خلافت و جانشينى پيامبر برگزيد ( 11 - 13 ه . ق ) ، [ 13 ] زمينه و دلايل گزينش اين خليفه و قربانى شدن جانشينى على ( ع ) به جاى پيامبر خود مقوله‌اى جداگانه است و مربوط به اين كتاب نيست ، اما ابو بكر مردى كاردان و سياس و باحوصله و نسبت به دشمنان اسلام خشن بود . او بسيار فقيرانه زندگى مىكرد و در كار خلافت زياد سختگير بود . شورش اهل رده [ 14 ] را كه پس از وفات پيامبر پديد آمده بود فرو نشاند و متنبيان و آنان كه ادعاى نبوت دروغى كردند مثل ، اسود عنسى [ 15 ] در يمن و مسلمة بن حبيب [ 16 ] معروف به مسيلمهء كذاب در يمامه ، فاطمهء سجاح [ 17 ] بنت حارث در قبيلهء بنى تميم ، طليحة بن خويلد [ 18 ] در بين قبيله اسد را بر سر جايشان نشاند . عصيانهاى پياپى مرتدان و از دين برگشتگان را يكى پس از ديگرى درهم كوبيد و دشواريهاى فراوانى را كه پس از رحلت پيامبر پيش آمده بود با صبر و حوصله از ميان برداشت ، و مجددا همان وحدت و صلح و آرامشى كه در زمان پيغمبر بوجود آمده و با رحلت او دچار اغتشاش شده بود برقرار ساخت . ابو بكر براى بسط اسلام و توسعهء فتوحات اسلامى سپاهيانى را همراه با امرا و سرداران خود به نواحى مختلف فرستاد و با اينكه عمر خلافتش دو سال و چند ماهى به طول نينجاميد ، اما در همين مدت كوتاه خدمات فراوانى را به اسلام نمود . ابو بكر سپاهى را به سردارى عمرو بن عاص [ 19 ] به سوى فلسطين و سپاه ديگر به سردارى ابو عبيدهء جراح به جانب حمص در سوريه فرستاد ، و يزيد بن - ابى سفيان برادر معاويه را به سوى شام روانه كرد . سپاهيان اسلام در كمال سادگى و بدون تجمل ، اما با قدرتى فراوان اين شهرها را يكى پس از ديگرى گشودند و از دست روميها بازستدند . هرقل - هراكليوس - امپراطور روم شرقى در آن هنگام در بيت المقدس بسر مىبرد و ميل داشت با مسلمانان مصالحه كند ، زيرا كه خود در بيزانس و قسطنطنيه گرفتاريهاى